الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

102

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

محكوم كرده و باطل شمرده‌اند ، زيرا گشوده شدن باب قياس سبب مىشود كه هر كس با مطالعه محدود و فكر كوتاه خود ، به مجرد اينكه دو موضوع را از پاره اى جهات ، مساوى دانست ، حكم يكى را در باره ديگرى اجرا كند ، و به اين ترتيب هرج و مرجى از نظر قوانين و احكام دينى به وجود آيد . ممنوع بودن قياس از نظر حكم خرد منحصر به قوانين دينى نيست ، پزشكان هم اكيدا توصيه مىكنند كه هرگز نسخه بيمارى را به بيمار ديگر ندهيد ، هر چند بيمارى آنها از نظر شما شبيه باشند ، فلسفه آن روشن است ، زيرا دو بيمار ممكن است در نظر ما با هم شباهت داشته باشند ، ولى با اين حال از جهات فراوانى ، مثلا از نظر ميزان تحمل نسبت به دارو ، و گروه خونى و مثلا ميزان قند و اوره و چربى خون تفاوت ميان اين دو بوده باشد كه افراد عادى هرگز نمىتوانند آنها را تشخيص بدهند ، بلكه تشخيص آن منحصرا بوسيله پزشكان ماهر امكان دارد ، اگر بدون در نظر گرفتن اين خصوصيات ، داروى يكى را به ديگرى بدهيم ممكن است نه تنها مفيد نباشد بلكه گاهى سرچشمه خطرات جبران ناپذيرى گردد . احكام الهى از اين هم دقيقتر و باريكتر است و به همين دليل در روايات داريم اگر احكام خدا با قياس سنجيده شود ، دين خدا از بين خواهد رفت ، يا فساد آن بيشتر از صلاح آن است ( 1 ) . به علاوه پناه بردن به قياس براى كشف احكام الهى نشانه نارسايى مذهب است ، زيرا هنگامى كه براى هر موضوع در مذهب ، حكمى وارد شده باشد ديگر نيازى به قياس نيست ، به همين جهت شيعه چون تمام نيازمنديها را از نظر حكم مذهبى از مكتب اهل بيت ع كه وارثان مكتب پيامبرند ص گرفته ، نيازى نمىبيند كه دست به سوى قياس دراز كند ، ولى فقهاى اهل تسنن چون

--> ( 1 ) به وسائل الشيعه جلد 18 باب قياس مراجعه شود .